ترجمه "Pita" به فارسی

نان پیتا ترجمه "Pita" به فارسی است.

Pita
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نان پیتا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pita " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pita noun Noun feminine دستور زبان

kulin. okrągły placek chlebowy z mąki pszennej lub jęczmiennej powszechny na Bliskim Wschodzie; [..]

+ اضافه کردن

"pita" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای pita در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Pita"

عباراتی شبیه به "Pita" با ترجمه به فارسی

  • اره · اره ماهی · ارهماهی · ارهها · ارههاي زنجيري · ارههای برقي · ارّه · دست اره · دستره · منشار
  • ارهماهی
  • اشامیدنی · نوشیدن
  • اره ماهی
  • آب آشامیدنی · آب خوردني · آب قابل شرب
  • تشنه هستم · تشنهام
  • تشنگی · عطش
  • اره برقی · ارهها · ارههاي زنجيري · ارههای برقي
اضافه کردن

ترجمه های "Pita" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه