ترجمه "Plaster" به فارسی

چسب زخم, کندو, موم عسل بهترین ترجمه های "Plaster" به فارسی هستند.

Plaster
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چسب زخم

    Nałożyliśmy trzy zwoje i w ten sposób otrzymaliśmy plaster.

    سه دسته از آن ها را اینجا قرار دادیم و این چسب-زخم ها را درست کردیم.

  • کندو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Plaster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

plaster noun masculine دستور زبان

płaski, szeroki płat, często odkrojony od pewnej całości [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موم عسل

    noun

تصاویر با "Plaster"

عباراتی شبیه به "Plaster" با ترجمه به فارسی

  • شانهاي عسل آغازگر · شانهای عسل · شانههاي عسل · لانههاي زنبور · ورقهاي موم
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
اضافه کردن

ترجمه های "Plaster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه