ترجمه "Podłoga" به فارسی

کفپوش, کفها, کفپوش بهترین ترجمه های "Podłoga" به فارسی هستند.

Podłoga
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفپوش

    Za łóżko często służyła mi pleciona mata rozłożona na drewnianej podłodze.

    تخت من اغلب زیراندازی حصیری روی کفپوش چوبی بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Podłoga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

podłoga noun feminine دستور زبان

archit. bud. pozioma powierzchnia w budynku, po której chodzą ludzie, wykonana z drewna, kamienia itp.; podłoże [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفها

  • کفپوش

    Za łóżko często służyła mi pleciona mata rozłożona na drewnianej podłodze.

    تخت من اغلب زیراندازی حصیری روی کفپوش چوبی بود.

  • فرش

    noun

    Mówienie psu co sześć miesięcy, żeby nie lał na podłogę, to nienajlepszy pomysł.

    فکر نمي کنم زمان مناسب که به سگت بگي روي فرش دستشويي نکنه ، سالي دوبار باشه

  • ترجمه های کمتر

    • كف
    • کف
    • کف زمین
    • کفها (در ساختمان)

تصاویر با "Podłoga"

عباراتی شبیه به "Podłoga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Podłoga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه