ترجمه "Pulsacja" به فارسی

بسامد زاویهای, بسامد زاویهای, تپش بهترین ترجمه های "Pulsacja" به فارسی هستند.

Pulsacja
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسامد زاویهای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pulsacja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pulsacja Noun noun feminine دستور زبان

Okresowe kurczenie się i rozszerzanie pewnych typów gwizd zmiennych fizycznie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسامد زاویهای

  • تپش

    noun
  • ضربان

    noun

    W 11 minucie zacząłem odczuwać pulsacje w nogach, dziwnie czułem też moje wargi.

    در دقیقه یازدهم در پاهایم نوعی ضربان احساس کردم و در لبهایم حالت واقعا عجیبی حس کردم.

اضافه کردن

ترجمه های "Pulsacja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه