ترجمه "Raj" به فارسی

پردیس, بهشت, فردوس بهترین ترجمه های "Raj" به فارسی هستند.

Raj noun masculine

kraina szczęścia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پردیس

    noun proper
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Raj " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

raj noun masculine دستور زبان

rel. miejsce wiecznej szczęśliwości, które istniało na początku ludzkości, które czeka również po śmierci; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بهشت

    noun

    Ludzie tacy jak my mogą tworzyć własne raje na ziemi.

    خب ، مردانی مثل ما میخوان بهشت خودشون رو رو زمین بسازن.

  • فردوس

    noun

    Każdy z nas tęsknie wypatruje końca niegodziwego systemu rzeczy oraz nastania przepowiedzianego raju.

    همهٔ ما در انتظار نابودی دنیای شیطان و برقراری فردوس وعده دادهشده میباشیم.

  • پردیس

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • جنت
    • اسمان
    • بهشت برین
    • خدا
    • سپهر
    • طاق
    • قدرت پروردگار
    • مکه
    • مکه معظمه
    • مینو
    • گردون

عباراتی شبیه به "Raj" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Raj" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه