ترجمه "Raz" به فارسی

راز, بار, yek بهترین ترجمه های "Raz" به فارسی هستند.

Raz

geogr. miasto w północnym Iranie, w ostanie Chorasan Północny; stolica gminy miejskiej

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راز

    noun

    geogr. miasto w północnym Iranie, w ostanie Chorasan Północny; stolica gminy miejskiej [..]

    Poza tym łatwiej nam będzie odzyskać równowagę w razie niepowodzenia.

    همین بررسی طرق رسیدن به اهداف، راز موفقیت ویلبِر و اُروِل رایت بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Raz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

raz noun masculine دستور زبان

uderzenie wymierzone za pomocą przeznaczonego do tego celu narzędzia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun

    Kiedy pierwszy raz pojechałem do Hiszpanii, wszystko było dla mnie ekscytujące.

    همه چیز برایم هیجان انگیز بود، هنگامی که برای اولین بار از اسپانیا دیدن کردم.

  • yek

  • دفعه

    Anglia pokazuje mi to za każdym razem, gdy atakujecie nasze granice.

    انگليس نشونم داد که تو هر دفعه به مرزهاي ما حمله ميکني.

  • ترجمه های کمتر

    • مرتبه
    • یکبار

عباراتی شبیه به "Raz" با ترجمه به فارسی

  • در صورت · در صورتی که
  • روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
  • بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت · میبینمت
  • بار
  • با هم · جمع
  • از نو · باز · دوباره · دگربار · یک بار دیگر
  • یکبار
اضافه کردن

ترجمه های "Raz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه