ترجمه "Rynek" به فارسی
بازار, بازار, بازارها بهترین ترجمه های "Rynek" به فارسی هستند.
Rynek (ekonomia)
-
بازار
nounRynek (ekonomia)
Taki obiekt nie pojawia sie na rynku codziennie.
خائن! يه کيسي مثل اين هر روز تو بازار به فروش نميرسه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rynek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wydzielona część miasta, plac, gdzie kupcy sprzedają swoje towary ze straganów; [..]
-
بازار
nounmiejsce działalności handlowej, gdzie sprzedaje się i kupuje towary.
Taki obiekt nie pojawia sie na rynku codziennie.
خائن! يه کيسي مثل اين هر روز تو بازار به فروش نميرسه.
-
بازارها
nounPrzemysł, technologie, ich zastosowanie i w końcu rynek.
صنعت، تکنولوژی، تولید این تکنولوژی ها برای کاربری و در نهایت بازارها.
-
بازار (اقتصاد)
بازار (اقتصاد)
-
مارکت
nounHomoseksualni rodzice to ogromny rynek, a nikt dla nich nie pisze.
خانواده هاي همجسنگرا مارکت بزرگي دارن ، و هيچکس براي اونا چيزي نمينويسه.
تصاویر با "Rynek"
عباراتی شبیه به "Rynek" با ترجمه به فارسی
-
آگاهی از بازار · دانش بازار · شفافيت بازار
-
خدمات اطلاعرسانی بازار
-
بازارهای مشترک
-
بازار سرمایه
-
بازار سهام
-
سهم بازار
-
مطالعات بازار
-
بازار سرمایه