ترجمه "Serce" به فارسی

قلب, دل, قلب بهترین ترجمه های "Serce" به فارسی هستند.

Serce
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلب

    noun

    Serce zarodka bije dwa razy szybciej niż serce matki.

    ضربان قلب( جنین ) دو برابر سریع تراز ضربان قلب مادر است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Serce " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

serce noun neuter دستور زبان

anat. u ludzi i wielu zwierząt: organ (mięsień), którego praca powoduje przepływ krwi w organizmie; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دل

    noun

    Mimo to całym sercem zaakceptowała decyzję o służbie zagranicznej.

    با این همه، از صمیم دل پذیرفت که در سرزمینی دیگر به خدمت مشغول شود.

  • قلب

    noun

    یکی از اعضای حیاتی بدن

    To serce łzy wiedzieć, jak ona głęboko zraniona cię.

    قلب رو به درد مياره که ببينيم اون چقدر عميق بهتون آسيب زده.

  • میان

    noun

    Wskutek przejadania się można zapaść na cukrzycę, raka lub choroby serca.

    در میان عوارض پُرخوری میتوان از مرض قند، سرطان و امراض قلبی نام برد.

  • ترجمه های کمتر

    • del
    • بطنها
    • جلوه
    • خرد
    • دلاوری
    • دلیری
    • روح
    • ساعت
    • عقل
    • وسط

تصاویر با "Serce"

عباراتی شبیه به "Serce" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Serce" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه