ترجمه "Synonim" به فارسی

مترادف (زیستشناسی), مترادف, هممعنی بهترین ترجمه های "Synonim" به فارسی هستند.

Synonim
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترادف (زیستشناسی)

    alternatywna nazwa taksonu

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Synonim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

synonim noun masculine دستور زبان

jęz. wyraz lub dłuższe określenie równoważne znaczeniowo innemu lub o podobnym znaczeniu; bliskoznacznik [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مترادف

    adjective noun

    Ale bycie człowiekiem i podmiotem prawa nigdy nie były i nie są synonimami.

    ولی انسان بودن و شخص حقوقی بودن هرگز مترادف یک شخص حقوقی نبوده و امروز هم نیست.

  • هممعنی

    noun
  • هم معنی

    Współczucie może byc synonimem empatii.

    شفقت میتواند هم معنی همدلی باشد.

  • کلمه مترادف

    noun

    Możesz na przykład inaczej wyrazić swoją myśl przez użycie synonimów.

    یک طریق برای این کار، صرفاً استفاده از کلمات مترادف است تا فکر یا نکتهٔ اصلی مورد نظرت تکرار گردد.

اضافه کردن

ترجمه های "Synonim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه