ترجمه "Szew" به فارسی
بخیه, درزهای سر, درز بهترین ترجمه های "Szew" به فارسی هستند.
Szew
-
بخیه
Potrzebowała szwów, ale nie było mowy, by iść do szpitala.
به بخیه احتیاج داشت، اما به هیچ وجه به بیمارستان نمیرفت.
-
درزهای سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Szew " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
szew
noun
masculine
دستور زبان
miejsce zszycia dwóch fragmentów tkaniny [..]
-
درز
nounwidać cienką, białą linię podobną do szwu,
یه خط نازک سفید شبیه یه درز باریک وجود دارد،
تصاویر با "Szew"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن