ترجمه "Turban" به فارسی

عمامه, دستار, عمامه بهترین ترجمه های "Turban" به فارسی هستند.

Turban
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمامه

    پوششی برای سر با سبکهای گوناگون میان مردم خاورمیانه و شمال آفریقا و جنوب آسیا

    czarne ubrania, czarne turbany, wpadli do mojego biura.

    افراد بسیار بد ذات، لباس سیاه بر تن داشتند، عمامه سیاه، و توی دفترم ریختند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Turban " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

turban noun masculine دستور زبان

męskie nakrycie głowy w postaci zwoju noszone w krajach orientalnych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستار

    noun

    Syn nie dziedziczy mądrości ojca zakłdając jego turban.

    پسر که فرزانگي پدر خود را با پوشيدن دستار به ارث نمي برد

  • عمامه

    noun

    męskie nakrycie głowy w postaci zwoju noszone w krajach orientalnych;

    czarne ubrania, czarne turbany, wpadli do mojego biura.

    افراد بسیار بد ذات، لباس سیاه بر تن داشتند، عمامه سیاه، و توی دفترم ریختند.

تصاویر با "Turban"

اضافه کردن

ترجمه های "Turban" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه