ترجمه "U" به فارسی

اورانیم, اورانیوم, dar بهترین ترجمه های "U" به فارسی هستند.

U noun

jęz. majuskuła dwudziestej siódmej litery alfabetu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اورانیم

  • اورانیوم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " U " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

u adposition noun دستور زبان

jęz. dwudziesta siódma litera polskiego alfabetu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • dar

  • در

    noun verb adposition

    Jej dom jest u podnóża góry.

    خانه او در کوهپایه است.

تصاویر با "U"

عباراتی شبیه به "U" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "U" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه