ترجمه "U" به فارسی
اورانیم, اورانیوم, dar بهترین ترجمه های "U" به فارسی هستند.
U
noun
jęz. majuskuła dwudziestej siódmej litery alfabetu; [..]
-
اورانیم
-
اورانیوم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " U " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
u
adposition
noun
دستور زبان
jęz. dwudziesta siódma litera polskiego alfabetu; [..]
-
dar
-
در
noun verb adpositionJej dom jest u podnóża góry.
خانه او در کوهپایه است.
تصاویر با "U"
عباراتی شبیه به "U" با ترجمه به فارسی
-
قولنج اسب
-
اختلالات · اختلالات جانوري
-
انگشت پا
-
امتناع · بازدارنده · مانع شونده · منع کننده · پاگیری
-
التهاب رحم اسبی واگیر · متریت اسبي واگیر
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
تنظیم خانواده · كنترل تولد · كنترل جمعيت · پيشگيري از آبستني در انسان
-
پيشگيري از آبستني در جانوران · کنترل تولید مثل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن