ترجمه "W" به فارسی

تنگستن, وات, در بهترین ترجمه های "W" به فارسی هستند.

W noun

jęz. majuskuła dwudziestej ósmej litery alfabetu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگستن

    noun
  • وات

    noun

    W tym przypadku wytwarzamy 10 kilowatów —

    و ما اینجا در واقع حدود ۱۰ کیلو وات تولید میکنیم—

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " W " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

w adposition دستور زبان

jęz. dwudziesta ósma litera polskiego alfabetu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun verb adposition

    ...wnętrze miejsca wykonywania czynności (również przenośne: umysł, mózg, serce itp.) [..]

    Chcę napisać setki zdań w Tatoebie ale muszę pracować.

    از همه مهمتر، من می خواهم صدها جمله در تاتوئبا بنویسم، اما مجبورم کار کنم.

  • اندر

    adposition

تصاویر با "W"

عباراتی شبیه به "W" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "W" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه