ترجمه "Waga" به فارسی

ترازو, ترازو, میزان بهترین ترجمه های "Waga" به فارسی هستند.

Waga proper noun feminine دستور زبان

astr. zodiakalny gwiazdozbiór nieba południowego, w Polsce widoczny wiosną i latem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازو

    noun

    Ta maszyna mówi nam, czy waga jest zbalansowana.

    این دستگاه بهمون می گه این ترازو چقدر تعادل داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Waga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

waga noun feminine دستور زبان

urządzenie do pomiaru masy; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازو

    noun

    Ta maszyna mówi nam, czy waga jest zbalansowana.

    این دستگاه بهمون می گه این ترازو چقدر تعادل داره.

  • میزان

    noun

    Dlatego Daniel rzekł do Belszaccara: „TEKEL — zważono cię na wadze i stwierdzono u ciebie brak” (Daniela 5:27).

    از اینرو، دانیال خطاب به بَلْشصَّر گفت: «ثَقِیلْ؛ در میزان سنجیده شده و ناقص درآمدهای.»

  • ترازوها

  • ترجمه های کمتر

    • وزن
    • اهمیت
    • شان

تصاویر با "Waga"

عباراتی شبیه به "Waga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Waga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه