ترجمه "Widok" به فارسی
دید, دید, دیدن بهترین ترجمه های "Widok" به فارسی هستند.
Widok
-
دید
Zbudowałam dom z widokiem na górę.
من یک خانه با دید کوهستانی ساختهام.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Widok " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
widok
noun
masculine
دستور زبان
widziana przestrzeń, krajobraz [..]
-
دید
nounZbudowałam dom z widokiem na górę.
من یک خانه با دید کوهستانی ساختهام.
-
دیدن
verbOczywiście każda rozsądna ofiara poddawała się na sam widok.
پس البته همه قربانیان عاقل او با دیدن آنها تسلیم میشدند.
-
منظره
nounAle nie lata się tam dla jedzenia, tylko dla widoków.
اما ، هي ، براي غذا که اونجا نميري ، براي منظره اش ميري.
-
ترجمه های کمتر
- نما
- ديد
- مشاهده
- ویو
- چشم انداز
تصاویر با "Widok"
عباراتی شبیه به "Widok" با ترجمه به فارسی
-
نمای فرم
-
نمای PivotChart
-
نمای شخصی
-
نمای تقویم
-
نمای محافظت شده
-
نمای طرح
-
نمای برنامه زمانی
-
نمای PivotTable
اضافه کردن مثال
اضافه کردن