ترجمه "Ziemia" به فارسی

زمین, زمين, زمی بهترین ترجمه های "Ziemia" به فارسی هستند.

Ziemia proper noun feminine دستور زبان

astr. trzecia pod względem oddalenia od Słońca planeta Układu Słonecznego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    سومین سیاره (نسبت به خورشید) در منظومه شمسی [..]

    Ziemia nie jest centrum Wszechświata.

    زمین مرکز جهان نیست.

  • زمين

    Nie może pozwolić, byś strącił nas z krańca Ziemi.

    اون نميتونه به شما اجازه بده که ما رو به انتهاي زمين بندازين.

  • زمی

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • زمین انسانها
    • arz
    • zamin
    • замин
    • ارض
    • کره ذمین
    • گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ziemia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ziemia noun feminine دستور زبان

grunt, podłoże (także w budynku) [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    noun

    Jabłko spadło na ziemię.

    سیبی بر زمین افتاد.

  • خاک

    noun

    Zaraz po złożeniu ciała do ziemi, nad grobem zebrał się obłok dymu.

    دقيقاً بعد از به خاک سپردنش ، يه ابر بزرگ از دود بالاي سنگ قبرش بود.

  • سرزمین

    noun

    Wylesianie, wzrost ludzkiej populacji, która potrzebuje więcej ziemi.

    جنگل زدایی، رشد جمعیت انسانی که نیاز به سرزمین قابل سکونت بیشتری داره.

  • ترجمه های کمتر

    • zamin
    • خاک و خل
    • کشور
    • گرد

تصاویر با "Ziemia"

عباراتی شبیه به "Ziemia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ziemia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه