ترجمه "abraham" به فارسی
ابراهیم, ابراهیم, Ebrāhim بهترین ترجمه های "abraham" به فارسی هستند.
abraham
gw. (Górny Śląsk) pięćdziesiąte urodziny, pięćdziesiątka
-
ابراهیم
properAbraham z żoną i domownikami przebywali tymczasowo w Egipcie.
ابراهیم با همسر و همراهانش در مصر سکونت داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abraham " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abraham
proper
noun
masculine
دستور زبان
bibl. postać biblijna, protoplasta i patriarcha narodu izraelskiego; [..]
-
ابراهیم
properAbraham (postać biblijna) [..]
Abraham z żoną i domownikami przebywali tymczasowo w Egipcie.
ابراهیم با همسر و همراهانش در مصر سکونت داشت.
-
Ebrāhim
-
پرهام
proper
تصاویر با "abraham"
عباراتی شبیه به "abraham" با ترجمه به فارسی
-
ون هلسینگ
-
آبراهام مزلو
-
آبراهام لینکلن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن