ترجمه "absolutny" به فارسی
مطلق, غیر مشروط بهترین ترجمه های "absolutny" به فارسی هستند.
absolutny
adjective
masculine
دستور زبان
całkowity, zupełny, bezwzględny [..]
-
مطلق
adjectivecałkowity, zupełny, bezwzględny
Raz, naprawdę trudno jest nam myśleć w pojęciach absolutnych.
یکی اینه که ما برامون بسیار سختست که به طور مطلق و محض فکر کنیم.
-
غیر مشروط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " absolutny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "absolutny" با ترجمه به فارسی
-
فقر مطلق
-
پویانمایی انتزاعی
-
پادشاهی مطلقه
-
قدر مطلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن