ترجمه "administrator" به فارسی

سرپرست, سرپرستها, مدیران بهترین ترجمه های "administrator" به فارسی هستند.

administrator noun masculine دستور زبان

osoba zarządzająca czymś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    Nie masz uprawnień do uruchomienia pppd. Skontaktuj się z administratorem i poproś go o dostęp do pppd

    مجوز آغاز کردن pppd را ندارید. به سرپرست ‌سیستم متصل‌ شوید و تقاضای دستیابی به pppd را کنید

  • سرپرستها

  • مدیران

    Ludzie chcą się dowiedzieć o administratorach i tak dalej.

    مردم واقعا میخواهند درباره، خًب، مدیران و چیزهایی شبیه آن بدانند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " administrator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Administrator
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    Administrator nie zezwala na udostępnianie katalogów poprzez NFS

    سرپرست ، اجازۀ اشتراک با NFS را نمی‌دهد

  • مدیر سیستم

عباراتی شبیه به "administrator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "administrator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه