ترجمه "agent" به فارسی

عامل, جاسوس, دلال بهترین ترجمه های "agent" به فارسی هستند.

agent Noun noun masculine دستور زبان

przedstawiciel jakiejś firmy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامل

    Jeśli to sprawka Malicka, twoi agenci są w niebezpieczeństwie.

    اگر مالیک به این طول رفت ، عوامل خود را در معرض خطر جدی است.

  • جاسوس

    noun

    Inni na pozór przyjmowali dobrą nowinę, a w rzeczywistości okazywali się agentami władz.

    و برخی از افرادی که بشارت را پذیرفتند، در واقع جاسوس دولتها بودند.

  • دلال

    noun

    Przynajmniej nie muszę się martwić, że zwiejesz z kolejnym agentem.

    خب ، حداقل نبايد نگران باشم با اين دلال خونه ايه سر و سري داشته باشين.

  • سمسار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Agent

Agent (programowanie) [..]

+ اضافه کردن

"Agent" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Agent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "agent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "agent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه