ترجمه "albedo" به فارسی

آلبدو, سپیدایی, تابش آفتاب بهترین ترجمه های "albedo" به فارسی هستند.

albedo noun neuter دستور زبان

biała część skórki w owocach cytrusowych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلبدو

  • سپیدایی

    stosunek ilości promieniowania odbitego do padającego

  • تابش آفتاب

  • در معرض نور خورشيد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " albedo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "albedo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "albedo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه