ترجمه "alternator" به فارسی

مولد همزمان, الترناتور, متناوب ساز بهترین ترجمه های "alternator" به فارسی هستند.

alternator Noun noun masculine دستور زبان

mot. prądnica prądu przemiennego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مولد همزمان

  • الترناتور

    noun
  • متناوب ساز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alternator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "alternator"

اضافه کردن

ترجمه های "alternator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه