ترجمه "amalgamat" به فارسی

ملغمه, توده, ملقمه بهترین ترجمه های "amalgamat" به فارسی هستند.

amalgamat Noun noun masculine دستور زبان

met. stop rtęci z innym metalem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ملغمه

  • توده

    noun
  • ملقمه

    Stop metalu, np. złota lub srebra z rtęcią.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " amalgamat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "amalgamat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "amalgamat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه