ترجمه "amator" به فارسی
آماتور, مشتاق بهترین ترجمه های "amator" به فارسی هستند.
amator
Noun
noun
masculine
دستور زبان
miłośnik, ktoś oddany czemuś [..]
-
آماتور
W porównaniu z tym, ja jestem zwykłym amatorem.
به عنوان يه قاتل سريالي من در برابر اين ، بسيار آماتور هستم
-
مشتاق
nounbył jeden z największych amatorów wina XVIII wieku.
یکی از مشتاق ترین علاقمندان شراب در قرن ۱۸ بوده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Amator
Amator (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Amator" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Amator در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "amator"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن