ترجمه "ambulans" به فارسی

آمبولانس, امبولانس, بیمارستان سیار بهترین ترجمه های "ambulans" به فارسی هستند.

ambulans noun masculine دستور زبان

środek transportu przeznaczony do przewozu chorych lub rannych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمبولانس

    noun

    Kiedy ambulans przyjechał po 15 minutach, przekazałem im żywego pacjenta.

    وقتى آمبولانس بعد از ١٥ دقيقه رسيد به اونها بيمارى كه زنده بود رو تحويل دادم.

  • امبولانس

    noun
  • بیمارستان سیار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ambulans " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ambulans
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمبولانس

    noun

    Kiedy ambulans przyjechał po 15 minutach, przekazałem im żywego pacjenta.

    وقتى آمبولانس بعد از ١٥ دقيقه رسيد به اونها بيمارى كه زنده بود رو تحويل دادم.

تصاویر با "ambulans"

اضافه کردن

ترجمه های "ambulans" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه