ترجمه "anatomia" به فارسی
کالبدشناسی, آناتومی بهترین ترجمه های "anatomia" به فارسی هستند.
anatomia
noun
feminine
دستور زبان
biol. budowa organizmów żywych [..]
-
کالبدشناسی
nounnauka o anatomii ; [..]
Muszą się jednak oni najpierw nauczyć anatomii oraz fizjologii.
آنها باید کالبدشناسی یاد بگیرند، و آنها باید تنکردشناسی یاد بگیرند.
-
آناتومی
nounNauka o budowie organizmu człowieka, zwierząt i roślin.
Kolejny koncept może nie mieć sensu, ale anatomia nie ogranicza się w końcu tylko do ludzi.
خوب، موضوع بعدی شاید بی ارتباط باشد اما آناتومی انسان دیگر محدود به انسان نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anatomia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "anatomia"
عباراتی شبیه به "anatomia" با ترجمه به فارسی
-
کالبدشناسی تطبیقی
-
ستارک
-
آناتومی گياهي · تشريح گياهي · ساختار گياهي · کالبدشناسی گیاهی
-
ریختشناسی جانوری · ساختار جانوري · كالبدشناسي جانوري · مورفولوژی جانوری
-
کالبدشناسی انسان
-
آناتومی چوب · تشریح چوب · درشتساختار چوب · ريزساختار چوب · ساختار چوب · کالبدشناسی چوب
-
مینای دندان
-
جفت · جفت (کالبدشناسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن