ترجمه "antyk" به فارسی
آنتیک, عتیقه, عصر باستان بهترین ترجمه های "antyk" به فارسی هستند.
antyk
noun
masculine
دستور زبان
hist. świat starożytnej kultury grecko-łacińskiej; [..]
-
آنتیک
Wygląda na antyk, ale nie był za drogi. Lund Tyler.
ببین ، به نظر آنتیک میاد اما خیلی بی ارزشه ، مگه نه ؟
-
عتیقه
A będziesz zbyt słaba, stojąc i machając antykami.
اگه فقط یه جا وایسی و یه چندتا عتیقه رو جابجا کنی اینو میبینی..
-
عصر باستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antyk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "antyk"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن