ترجمه "aparat" به فارسی

دستگاه, آپارات, اسباب بهترین ترجمه های "aparat" به فارسی هستند.

aparat noun masculine دستور زبان

techn. urządzenie o określonej funkcjonalności, np. telefoniczny, fotograficzny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگاه

    noun

    Pojawiły się nowe techniki, takie jak aparat rentgenowski.

    فناوری پزشکی جدید ابداع شد. مانند دستگاه رادیوگرافی.

  • آپارات

  • اسباب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • الت
    • اوا
    • تلفن
    • لوازم
    • ماشین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aparat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "aparat"

عباراتی شبیه به "aparat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aparat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه