ترجمه "automat" به فارسی

خودکار, ماشین خودکار بهترین ترجمه های "automat" به فارسی هستند.

automat noun masculine دستور زبان

maszyna wykonująca pracę bez udziału człowieka; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکار

    noun

    Zdecydowałem się stworzyć artystyczną maszynę zwaną automatem DNA.

    و البته، تصمیم گرفتم اثری هنری را به نام "دستگاه فروش خودکار دیاِناِی" خلق کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " automat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Automat
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماشین خودکار

    Jesz jedzenie z automatu.

    که غذاهای یه ماشین خودکار رو می خوری

تصاویر با "automat"

عباراتی شبیه به "automat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "automat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه