ترجمه "bóg" به فارسی

بغ, خدا, خُدا بهترین ترجمه های "bóg" به فارسی هستند.

bóg noun masculine دستور زبان

rel. według wierzeń politeistycznych: istota potężniejsza od człowieka, mająca wpływ na jego los, zwykle także pogodę, zjawiska wywoływane przez Ziemię (wulkany, trzęsienia ziemi itp.); [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بغ

    noun
  • خدا

    noun

    W walce ze sługami Boga świat pozornie zwyciężył.

    ظاهراً دنیا در نبردش با خادمان خدا به پیروزی دست یافته بود. اما همانند سال ۵۳۷ ق.

  • خُدا

    Którego boga najbardziej lubisz?

    اگه تو یه کشیشی کدوم خُدا رو میپرستی ؟

  • ترجمه های کمتر

    • جاوید
    • جاویدان
    • فنا ناپذیر
    • یزدان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bóg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bóg proper noun masculine دستور زبان

rel. bóg w religii monoteistycznej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدا

    proper

    rel. bóg w religii monoteistycznej; [..]

    W walce ze sługami Boga świat pozornie zwyciężył.

    ظاهراً دنیا در نبردش با خادمان خدا به پیروزی دست یافته بود. اما همانند سال ۵۳۷ ق.

  • آغازنده

    rel. bóg w religii monoteistycznej; [..]

  • آمرزگار

    rel. bóg w religii monoteistycznej; [..]

  • ترجمه های کمتر

    • خداوند
    • خُدا
    • xoda:
    • xoda:vand
    • الله
    • خُداوَند

عباراتی شبیه به "bóg" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bóg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه