ترجمه "babka" به فارسی
مادربزرگ, بابا, ننه بهترین ترجمه های "babka" به فارسی هستند.
babka
noun
feminine
دستور زبان
matka ojca lub matki [..]
-
مادربزرگ
nounMojej babce powiedział, iż może bez obaw uprawiać pole.
او به مادربزرگ من گفت که بدون هیچ نگرانی از زمین استفاده کند.
-
بابا
noun -
ننه
noun -
پدر
nounTwój dziadek przewodzi Manjitani, a moja babka przewodzi...
.... و مادر بزرگم رئيس قبيله Manjidaniپدر بزرگت رئيس قبيله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " babka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "babka"
عباراتی شبیه به "babka" با ترجمه به فارسی
-
بارهنگ سرنیزهای · پلانتاگو لانسئولاتا · کاردی
-
بابک
-
قاشقواش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن