ترجمه "balon" به فارسی

بالون, بادکنک, تیزانك بهترین ترجمه های "balon" به فارسی هستند.

balon noun masculine دستور زبان

ozdobny przedmiot z gumy napełniany powietrzem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالون

    noun

    statek powietrzny z grupy aerostatów bez napędu silnikowego

    Mam nad sobą wielki balon, największy spadochron w dziejach, czemu go nie użyć?

    میدانید این بالون عظیم الجثه را بالای سرم داشتم، بزرگترین چتر نجات ممکن، چرا ازش استفاده نکنم؟

  • بادکنک

    noun

    Nie jestem balonem, który napełnisz powietrzem i wypuścisz.

    منم بادکنک نيستم که بعد از اينکه بادش کردي ولش کني بره.

  • تیزانك

    noun
  • پوقانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " balon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "balon"

عباراتی شبیه به "balon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "balon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه