ترجمه "banan" به فارسی
موز, موزها, بنان بهترین ترجمه های "banan" به فارسی هستند.
banan
noun
masculine
دستور زبان
bot. roślina z rodziny bananowatych; [..]
-
موز
nounowoc tropikalny
To małżeństwo przeżyje tyle, co banan na półce.
این ازدواج بقائش مثل بقاء یه موز روی قفسه های میوه فروشی می مونه.
-
موزها
To możesz się dzielić bananami ze swoim kolegą czarnuchem w stajni.
پس میتونی با دوست کاکاسیاهت موزها رو تقسیم کنی!
-
بنان
-
[[موز]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Banan
-
موز
nounBanany to element zdrowego śniadania.
يه صبحانه سالم هم بايد موز داشته باشه
تصاویر با "banan"
عباراتی شبیه به "banan" با ترجمه به فارسی
-
اتحاديه كشورهاي صادركننده موز · اتحادیه کشورهای صادرکننده موز
-
موسا تکستیلیس
-
پلنتین
-
بيماري رگهايشدن سياه برگ
-
ویروس بوته خوشهوار موز
-
پلانتینها
-
موزها
-
موسا ساپيانتوم · موسا سينانسيس · موسا كاوانديشياي · موسا پاراديسياكا ساپيانتوم · موسا پارادیسیاکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن