ترجمه "baran" به فارسی

گوسفندهاي نر, ابله, تکل بهترین ترجمه های "baran" به فارسی هستند.

baran noun masculine دستور زبان

zool. samiec owcy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفندهاي نر

  • ابله

    noun

    Ale ze mnie baran.

    . اُه ، من یه ابله هستم

  • تکل

  • ترجمه های کمتر

    • حوله داغ
    • راک
    • شاخ قوچ
    • قوچ
    • قوچها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baran " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Baran proper noun masculine دستور زبان

astr. zodiakalny gwiazdozbiór nieba północnego, w Polsce widoczny jesienią i zimą; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج حمل

    14-ty kwietnia to Baran.

    چهارده آوريل ، اين يعني برج حمل

تصاویر با "baran"

عباراتی شبیه به "baran" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baran" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه