ترجمه "baran" به فارسی
گوسفندهاي نر, ابله, تکل بهترین ترجمه های "baran" به فارسی هستند.
baran
noun
masculine
دستور زبان
zool. samiec owcy [..]
-
گوسفندهاي نر
-
ابله
nounAle ze mnie baran.
. اُه ، من یه ابله هستم
-
تکل
-
ترجمه های کمتر
- حوله داغ
- راک
- شاخ قوچ
- قوچ
- قوچها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Baran
proper
noun
masculine
دستور زبان
astr. zodiakalny gwiazdozbiór nieba północnego, w Polsce widoczny jesienią i zimą; [..]
-
برج حمل
14-ty kwietnia to Baran.
چهارده آوريل ، اين يعني برج حمل
تصاویر با "baran"
عباراتی شبیه به "baran" با ترجمه به فارسی
-
گوشت گوسفند · گوشت گوسفندي
-
بره
-
احمق · بی کله · لاک پشت دریایی
-
بره
-
پيه · چربیهای جانوری · چربیهای حیوانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن