ترجمه "bariera" به فارسی

حصار, سد, پاگیر بهترین ترجمه های "bariera" به فارسی هستند.

bariera Noun noun feminine دستور زبان

przeszkoda, która utrudnia lub uniemożliwia przemieszczanie się [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حصار

    noun

    Pojąwszy niebezpieczeństwo, jakie czyhało tuż pod powierzchnią wody, bariera zapewniała nam poczucie bezpieczeństwa, ochrony i spokoju.

    با درک تازۀ خطری که در کمین بود، آن حصار حالا حفاظت، ایمنی، و آرامش ارائه می کرد.

  • سد

    noun

    Aby te mutacje mogły zajść, protony muszą pokonać barierę energetyczną.

    حالا ؛ براي اينكه اين جهشها اتفاق بيفتد پروتونها بايد بر يك سد انرژي غلبه كنند

  • پاگیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bariera " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bariera" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bariera" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه