ترجمه "baseball" به فارسی

بیسبال, بازی بیس بال بهترین ترجمه های "baseball" به فارسی هستند.

baseball noun masculine دستور زبان

sport. dyscyplina sportowa, w której najistotniejszym elementem rozgrywki jest odbicie piłki drewnianym kijem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیسبال

    Pozostałem jednak związany z baseballem i trenowałem graczy amatorskiego zespołu w pobliżu mojego domu.

    اما باز هم دست از بیسبال نکشیدم و مربی یکی از باشگاههای نزدیک خانهام شدم.

  • بازی بیس بال

    noun

    podczas słuchania meczy baseballa.

    هم زمان با گوش دادن به بازی بیس بال رو به من یاد داد—

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baseball " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "baseball"

عباراتی شبیه به "baseball" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "baseball" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه