ترجمه "bastard" به فارسی

ارقام دورگه, دورگهها, هیبریدها بهترین ترجمه های "bastard" به فارسی هستند.

bastard Noun noun masculine دستور زبان

zool. mieszaniec zwierzęcy, głównie międzygatunkowy, zwykle niepłodny lub z ograniczoną płodnością, np. muł; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارقام دورگه

  • دورگهها

  • هیبریدها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bastard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bastard"

عباراتی شبیه به "bastard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bastard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه