ترجمه "batalion" به فارسی

گردان, نیروهای ارتشی, آبچلیک شکیل بهترین ترجمه های "batalion" به فارسی هستند.

batalion noun masculine دستور زبان

wojsk. mniejsza od pułku jednostka organizacyjna wojska; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردان

    Rozkazy mówią, że prujemy na północ, dopóki batalion nie rozkaże inaczej.

    دستور ما اينه که ، به سمت شمال حرکت کنيم تا وقتي که گردان بگه وايسيد.

  • نیروهای ارتشی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " batalion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Batalion
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبچلیک شکیل

    ptak z rodziny bekasowatych

  • گردان

    Powinni zmienić naszą nazwę na Pierwszy Batalion Samobójczy.

    اونا بايد اسم ما رو تغيير بدن به اولين گردان انتحاري.

تصاویر با "batalion"

اضافه کردن

ترجمه های "batalion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه