ترجمه "baza danych" به فارسی
پایگاه دادهها, بانک اطلاعات, بانك دادهها بهترین ترجمه های "baza danych" به فارسی هستند.
baza danych
noun
Noun
feminine
دستور زبان
inform. zorganizowany zbiór informacji gromadzony, przetwarzany i przechowywany w danym programie komputerowym [..]
-
پایگاه دادهها
nounMożecie też umieścić wyniki w naszej bazie danych,
و میتونید آن نتایج را به پایگاه دادهها ارایه کنید،
-
بانک اطلاعات
nounSkompilowałam bazę danych, ale bez jeszcze jednej zmiennej, lista jest za długa.
من يه بانک اطلاعاتي درست کردم اما بدون يه متغير ديگه اين ليست خيلي طولانيه
-
بانك دادهها
-
ترجمه های کمتر
- دادگانها
- پایگاه اطلاعات
- پایگاه داده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baza danych " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baza danych" با ترجمه به فارسی
-
پایگاه داده های شناسایی
-
پایگاه اطلاعاتی صندوق پستی
-
سامانه مدیریت پایگاه دادهها
-
برنامه کاربردی از نوع پایگاه اطلاعات
-
بانک اطلاعاتی برخط
-
سامانه مدیریت پایگاه داده رابطهای
-
پایگاه داده توزیع شده
-
پایگاه جسمی · پایگاه داده شیگرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن