ترجمه "bela" به فارسی

بلا, تا, تاچه بهترین ترجمه های "bela" به فارسی هستند.

bela Noun noun feminine دستور زبان

zwój np. papieru, tkaniny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلا

    noun

    Łajdak otworzy drzwi, Bela?

    بلا ، آدم پست در باز میکنه ؟

  • تا

    noun

    Jak wiecie posiadam 23 hotele między Berlinem, a Bel Gin.

    همونطور که ميدونين ، من صاحب 23 هتل از برلين تا پکن هستم.

  • تاچه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عدل
    • مصیبت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bela " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bela noun feminine

spory zwój tkaniny [..]

+ اضافه کردن

"Bela" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bela در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bela" با ترجمه به فارسی

  • بلو هوریزونته
  • عدلبندی
  • بل کانتو
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • بلو هوریزونته
اضافه کردن

ترجمه های "bela" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه