ترجمه "beta" به فارسی

بتا, بتا, جنس چغندر بهترین ترجمه های "beta" به فارسی هستند.

beta Noun noun feminine دستور زبان

jęz. nazwa drugiej litery alfabetu greckiego, β; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بتا

    noun

    To samo stało się z egipskim domem, który zmienił się w bet, betę i B.

    و همچنین خانه مصری که بت، بتا، و B شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beta
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بتا

    noun

    W porządku, Beta, zostań tu i ubezpieczaj nas.

    خب ، بتا ، اينها جلوي ما رو گرفتن.

  • جنس چغندر

عباراتی شبیه به "beta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "beta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه