ترجمه "bezbarwny" به فارسی

بیرنگ, رقیق بهترین ترجمه های "bezbarwny" به فارسی هستند.

bezbarwny adjective masculine دستور زبان

nie mający barwy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیرنگ

    adjective

    A to jest arkusz akrylu, wypełniony bezbarwnymi, rozpraszającymi światło cząsteczkami.

    این یک ورقهی اکریلیک است که با ذرات بیرنگ پخش کننده نور فشرده شده است.

  • رقیق

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bezbarwny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bezbarwny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه