ترجمه "bezmowny" به فارسی

بی زبان, بی صدا بهترین ترجمه های "bezmowny" به فارسی هستند.

bezmowny adjective

taki, którego się nie wypowiada, jest niemy - znaczący, np. bezmowna prośba [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی زبان

    adjective
  • بی صدا

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bezmowny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bezmowny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه