ترجمه "biegunka" به فارسی
اسهال, دیسانتری بهترین ترجمه های "biegunka" به فارسی هستند.
biegunka
noun
feminine
دستور زبان
med. częste wypróżnianie stolcem o rzadkiej konsystencji; [..]
-
اسهال
nounmed. częste wypróżnianie stolcem o rzadkiej konsystencji;
Jak pokazują statystyki, wtedy połowa z was cierpiałaby na biegunkę.
در اون صورت در واقع آمار میگه که نصف شما الان در حال عذاب کشیدن از اسهال بودین.
-
دیسانتری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biegunka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biegunka" با ترجمه به فارسی
-
بیماری اسهال سفید · بیماری اسهال سفید (ماکیان)
-
اسهال چرب
-
اسهال ويروسي گاوي
-
روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله
-
بی.دی.وی · ويروس اسهال گاوي · پستیویروس اسهال گاوی
-
اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · انسداد روده · بداشتهایی · دُشگواري · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارش · يبوست
-
ويروس اسهال گاوي
-
روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن