ترجمه "biegunka" به فارسی

اسهال, دیسانتری بهترین ترجمه های "biegunka" به فارسی هستند.

biegunka noun feminine دستور زبان

med. częste wypróżnianie stolcem o rzadkiej konsystencji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسهال

    noun

    med. częste wypróżnianie stolcem o rzadkiej konsystencji;

    Jak pokazują statystyki, wtedy połowa z was cierpiałaby na biegunkę.

    در اون صورت در واقع آمار میگه که نصف شما الان در حال عذاب کشیدن از اسهال بودین.

  • دیسانتری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biegunka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "biegunka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "biegunka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه