ترجمه "bierny" به فارسی

منفعل ترجمه "bierny" به فارسی است.

bierny adjective masculine دستور زبان

niewykazujący inicjatywy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منفعل

    adjective

    Byłam bierną obserwatorką świata medycyny.

    من در واقع شاهدی منفعل در زمینه ی دانش پزشکی بودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bierny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bierny" با ترجمه به فارسی

  • ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی غیر فعال · ایمنی پاسیو
  • ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی غیر فعال · ایمنی پاسیو
  • مقاومت بدون خشونت
  • آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
  • واکنش
اضافه کردن

ترجمه های "bierny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه