ترجمه "biodro" به فارسی

استخوان تهيگاه, استخوان شرمگاهي, استخوان لگن بهترین ترجمه های "biodro" به فارسی هستند.

biodro noun neuter دستور زبان

anat. część ciała, którą stanowią: staw biodrowy, boczna część miednicy i górna zewnętrzna część uda

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان تهيگاه

  • استخوان شرمگاهي

  • استخوان لگن

  • ترجمه های کمتر

    • استخوان نشيمنگاه
    • کفل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biodro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "biodro"

عباراتی شبیه به "biodro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "biodro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه