ترجمه "biografia" به فارسی

زندگینامه, زندگینامهها, بیوگرافی بهترین ترجمه های "biografia" به فارسی هستند.

biografia noun feminine دستور زبان

opis życia i działalności jakiejś osoby;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زندگینامه

    noun

    Każdy uczeń rzucający szkołę ma jakiś powód zakorzeniony w jego biografii.

    هر دانش آموزی که ترک تحصیل میکند، دلیلی برای آن دارد که در در زندگینامه خود او ریشه دارد شاید به نظرشان خسته کننده است.

  • زندگینامهها

  • بیوگرافی

    noun

    Ktoś kiedyś napisał o Tobie bardzo nieprzyjemną biografię.

    یک بیوگرافی ناخوشایند هست که شخصی درباره تو نوشته.

  • ترجمه های کمتر

    • تاریخچه زندگی
    • تذکره
    • زندگینامههای خودنوشت
    • سرگذشت
    • سوگنامهها
    • شرح حال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biografia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "biografia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه