ترجمه "biosensor" به فارسی

زیستحسگرها, حسگرهای زیستی, زيستشناساگرها بهترین ترجمه های "biosensor" به فارسی هستند.

biosensor Noun noun masculine دستور زبان

część urządzenie pomiarowego stosowanego w biotechnologii i medycynie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستحسگرها

  • حسگرهای زیستی

  • زيستشناساگرها

  • زيستكاوشگرها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biosensor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "biosensor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه