ترجمه "bobo" به فارسی
بوگیمن, بچه, طفل بهترین ترجمه های "bobo" به فارسی هستند.
bobo
noun
neuter
Dziecko małe, żartobliwie [..]
-
بوگیمن
-
بچه
nounOkłamałeś Mega Bobo i od tamtej pory nie przestałeś kłamać.
تو به بچه گنده دروغ گفتي و بعدش هم همش دروغ گفتي.
-
طفل
noun -
کودک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bobo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bobo
-
لولوخورخوره
عباراتی شبیه به "bobo" با ترجمه به فارسی
-
باب هپ
-
باب مارلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن