ترجمه "bodziec" به فارسی
محرکها, انگیزه, تحريك بهترین ترجمه های "bodziec" به فارسی هستند.
bodziec
noun
masculine
دستور زبان
med. czynnik wywołujący pobudzenie receptorów, pochodzący ze środowiska zewnętrznego lub ze środowiska wewnętrznego; [..]
-
محرکها
Gdy chcemy szczepionek, musimy dostarczyć bodźców lub jakiś rodzaj dotacji.
در این صورت، اگر واکسنها را بخواهیم، باید محرکها یا امکان یک جور یارانه را فراهم کنیم.
-
انگیزه
nouna to stanowi dodatkowy bodziec, by się skontaktować.
و آن انگیزه بیشتری به شما برای تماس می دهد.
-
تحريك
-
ترجمه های کمتر
- تحريك الكتريكي
- تحريك فيزيولوژيكي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bodziec " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bodziec
-
محرک
To był dla nich bodziec kluczowy i uwielbiały go.
چون این برایشان یک محرک فوق عادی بود، و دوستش داشتند.
عباراتی شبیه به "bodziec" با ترجمه به فارسی
-
مشوقها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن